بخدا دیگر آنقدر از تو فکر کرده ام و با فکرت ذهنیت ساخته ام و با ذهنیت یک رویا و در رویا زندگی که دیگر زندگی واقعی مرا از یاد برده... ببین من آنقدر از تو گفته ام که حتی خودکارم هم عاشقت شده بی تو انگار نای نوشتن ندارد.. من مالیخولیا شدم،نه جز تو دیدم،نه جز "تو "دیدم.
به احترام تمام کاغذ مچاله هایی که تو در آن ها جریان داری یک روز با همین کاغذ مچاله ها تو را به تمام دنیا معرفی خواهم کرد...
برچسب:
نویسنده: پارسا ایمانی
تاريخ: جمعه
23 مهر
1395 ساعت: 21:24